وقتی ميگی از صداقت ، لحن حرفات چه عجيبه
گريه های بی بـهونه ت ، به گمونـم يه فريـبه
بازم اون حس غريبه که نشسته توی چشمات
منـو می بره به ترديد ، نکنه دروغه حرفات
...
ديگه باورت ندارم
تو واسم يه برگ زردی
مثه نقاشی رو ديوار
حسرتی ، يه آهِ سردی
ديگه باورت ندارم
عاشقِ بدون احساس
آخر خط نگاهت
يه فریب کهنه پيداس
ديگه باورت ندارم
نگو عاشقی دوباره
ميدونم بود و نبودم
واسه تو فرقی نداره
ديگه باورت ندارم
بسه اين قافيه بازی
از رو سادگی ميگفتم
تو واسم ترانه سازی
نه ديگه بسه ترانه
ساده ميگم ، برو جونم
باورت برام محاله
به سلامت مهربونم

